مدح و مناجات با حضرت زینب سلاماللهعلیها
الـسـلام ای هـمـۀ جـلـوۀ مـادر زیـنب فخـر پـیغـمبری و زینت حـیـدر زینب آمـدی تا که حـسـیـنـیـه شود سیـنـۀ ما کائـنات است ز نـور تو مُـنـوّر زیـنب وصفِ زینب بنویسیم به اوصافِ حسین یا حسین است به اوصاف، سراسر زینب؟ جلوه کرده است حیا، عفت و صبر و شوکت رأفت و لطف و شجاعت، همگی در زینب از شـکـیـبـایی ایّـوب دگر هیـچ نـگـو صفت صبر شده وقـف فقـط بر زینب تـا مـحـبّـیـنِ حـسـیـنـیـم یـقـیـنـاً فــردا یادمان هست میان صفِ محشر، زینب کوریِ دشمن حیدر که اجاقش کور است دومین شأنِ نزول است به کوثر، زینب آیت الله تـریـن مـرجـع تـقـلـیـد جـهـان اسـوۀ خطبۀ هـر صاحبِ منـبـر زینب در مقامش سر سجاده همین بس باشد گفـت محـتاج دعـای تو بـرادر، زینب مثل زهرا همه جا گرد ولایت چرخید لحـظۀ واقعـه چون شیـر دلاور زینب نه فـقـط کرب و بلا، بین مدیـنـه حتی هـمه جا بود فـقـط حامی رهـبر زینب وای از آن لحظۀ سختی که به صوتی محزون ناله زد سمت نبی خسته و مضطر زینب گفت این صید به خون خفته حسین است حسین ریخت از خاکِ همان بادیه بر سر زینب همه جا بود دمش گرم دمش ذکرِ حسین دم زد از یـار فـقـط تـا دمِ آخـر زینب |